کیمیاگر 

 شعر كيمياگري : گويند روي سرخ تو سعدي كه زرد كرد؟ اكسير عشق بر مسم افتاد و زر شدم 

     
 
Monday, August 30, 2004

» برای یک دوست قدیمی

طبع طبيعت تو طراوت را به افكارم هديه ميكند و بغض ترينت ديدگانم را پس باراني تر از ابر بهاران تزيين ميكند . خوب بياد دارم سحرگاه پروازت را كه چه خوب اوج ميگرفتي و مقصدت فقط فرا سوي آسمانها بود ، ولي بال افكارت چه زشت زخمي قانون بي قانوني نظام شعر زندگيمان شدآري در خاطرات آرامگاهم آن ظهر كه بر خاك افتاده بودي و در تكاپوي پريدن چه رنجور مينمودي ، ولي مست حضور ، به آسمان مينگريستي ، ترانه ي پاهاي كبوتران را گوش ميدادي و افسوس پريدن فكرت را مستانه به سرزمين دايم الخمر ها ميكشاند .ولي خوب بدان كه خواهد گذشت اگر چه به سختي كه بدون رنج گنجي ميسر نميشود و مزد آن گرفت كه جان برادر كار كرد ...در نبود تو با خاطراتت رفت و آمد كبوتران را مرور ميكنم كه چه تكراري در مداري خاص و هميشگي خود به هدف غنيمت شمردن آزادي لحظه اي ، كه صاحبشان به ايشان انايت كرده ميچرخند ، اما ... اما بدان كه پرواز در آسمان بي صدا ترين آزاديهاست و كبوتران آن ظهر همه در بند صياد به هدف خودنمايي صيد گيري در آسمان خيالشان پرواز ميكردند تنها به قصد سان ديدن صياد و ارضاي ميل خود بزرگ بيني او كه همه پر از سر و صدا بود پس به اميد پايان اسارتت از زنجير اين تن گوش به صداي پرواز كبوتران ميسپارم تا پايان شب كه به سحرگاهي دوباره در تداخل با تولد خورشيد شروع بي صداي تو را نزاره كنم .
Saturday, August 14, 2004

» پائلو کوئلیو
سه نوع کیمیاگر وجود دارد
آنها که گنگ و مبهم هستند برای این که نمیدانند که درباره چه چیز در حال گفتگو هستند
آنهایی که مبهم هستند برای اینکه میدانند درباره چه چیز دارند صحبت میکنن. اما همچنین می دانند که زبان کیمیا گری زبانی هدایت شده به سمت قلبها می باشد و نه عقل و منطق
و
. سومین نوع آنهایی که هرگز درباره کیمیاگری چیزی نشنیده اند اما از طریق زندگیشان موفق به کشف سنگ فلسفی خواهند شد
 
منو


لوگو

Logo


دوستان


گرفتن لينكهاي كيمياگري از طريق پست الكترونيك





Powered by WebGozar


گذشته ها


بايگاني


قدر داني