کیمیاگر 

 شعر كيمياگري : گويند روي سرخ تو سعدي كه زرد كرد؟ اكسير عشق بر مسم افتاد و زر شدم 

     
 
Tuesday, September 28, 2004

» امواج دوستت دارم

درد دلدادگي و دلباختگي درديست كه چشمانت به قلبم بخشيد
و وصال وجودت وصفي است كه شعر آرزوهايم خواهد بود
سر به سجده ي سكوت ، سراسر آوازهايم را برايت خواهم خواند و
تمام تنهايي و تشنگي تنم را به اميد شنيدن صداي تو رفع خواهم كرد اي
تنديس ترانه تنهاييم
دست دوستي دلم دامان دستانت را مي طلبد
اي آشتي آزادي و آزادگان
راوي روان و رخت بودم و حال واجب
مملكت مصرع و منظومه شدم
Wednesday, September 15, 2004

» خدايا
خدايا گاه گويي فرودآي
گاه مي گويي گريز
گاه فرمايي بيا
گاه گويي بپرهيز
خدايا اين نشان قربت است يا محض رستاخيز؟
هرگز بشارت نديدم تهديدآميز
اي مهربان بردبار , اي لطيف نيك يار
آمدم به درگاهت
خواهي به ناز دار خواهي خاردار
خواجه عبداله انصاري

» و اما عشق
عشق به ورطه ناكامي ماندن وگريستن به حال نداشته ها نيست
عشق قدرتيست كه فكر آن را به روح مي دمد و چون خوره به جان افتاده وتا محض رسيدن به معشوق امتداد داشته و پس از كاميابي به دارايي خرد و فكر تبديل خواهد شد
Wednesday, September 08, 2004

» عزیزم سلام
عزيزم بدان كه بودن بزرگترين نعمتيست كه خداوند به ما عطا فرموده تا زماني بسيار كوتاه را براي سنجش خود تجربه كنيم و آن روز كه به درگاه عبوديت خود مي شتابيم از لذت طي كردن و رسيدن به منزلگاه محكم تر درب را بكوبيم و با افتخار بگوييم منم درب را باز كن آري او مي داند كه تو همان هستي كه واژه لياقت از سر گذشتن از اين ناكجا آباد لايق توست پس درب برويت گشوده خواهد شد
عزيزكم اميدت را براي يافتن يار از آغاز به پايان و دوباره از پايان به آغاز تحسين مي كنم ولي بدان كه در اين جهان مادي يار روحاني تو منزلي ندارد و اين اشيا كه در خيابانهاي ذهنت حركت مي كنند نمامآ ساخته و پرداخته ذهنيست كه سعي در منحرف كردنت براي نكوفتن درب دارد . پس هدف بدان بدار كه يك تنه به سوي منزل يار روحاني وجودت گام برداري و به خودشناسي كه رسيدي كيمياگر زندگييت سلاح ديگر شناسي را در اختيار چشمانت خواهد گذاشت و اما اين را بدان كه اين شتاب گرفتن بسوي خود بدون لگام زدن بر اسب سركش هوس جز منحرف شدن راهي ندارد
عزيز دل خدايي را پرستش كن كه ايمان تو را به يغما نبرد ، كه سارق به دنبال چيزيست كه خود ندارد ، خداي بي ايمان فايده اي ندارد
دوست خوبم شاد زيستن در عين رعايت قوانين يك هنر است . قوانيني كه نه يهود و زرتشت و مسلمان و هندو تخيل كرده اند ، قوانيني كه تو از ادراك پيرامونت درك كردي
برق ايمان به موفقيت تو را از چشمانم طلب كرده و در جعبه اي از اميد به درگاهت تقديم مي كنم
درود و بدرود
 
منو


لوگو

Logo


دوستان


گرفتن لينكهاي كيمياگري از طريق پست الكترونيك





Powered by WebGozar


گذشته ها


بايگاني


قدر داني