کیمیاگر 

 شعر كيمياگري : گويند روي سرخ تو سعدي كه زرد كرد؟ اكسير عشق بر مسم افتاد و زر شدم 

     
 
Friday, April 29, 2005

» انواع كرم

يه كرمهايي هست كه اندازه يه مگس هستن . قالب اوقات هم مي افتن به جون آدمهايي كه به قول معروف سبزه باشن . عوارض اين مدل كرما هم از اين قراره كه ، وقتي تو جون افراد مذكور افتادن ، شروع ميكنن به نيش و كنايه زدن به آدم . سر همه كارهايي كه تو عمرمون فكرشون رو هم نكرديم . آخه بابا اصلا عقلمون به اونجا ها قد نميداد
عاشقي بد درديه
يه مدل كرم ديگه هم هست كه قطرش خــيــلــي خــيــلــي كـلـفـتـه . وقتي بره به جون آدمها ، كه اكثر اين بيماران رو مذكر ها تشكيل ميدن ، آقا چشمت روز بد نبينه كه وقتي كرم رو استعمال كردن ديگه چشم ديدن آدم رو ندارن
حالا پشتت چند تا سي دي و صفحه و هويج بذارن كه مپرس
يه كرم ديگه هم هست كه تواين مدت روزه گرفتن وب نوشتم باهاش آشنا شدم ، كرم وبلاگه . ولي فكر نكنيد از اين ويروسها هست كه خواهر كامپيوتر رو مياره جلويه چشش ها ، نه
يه كرم خيلي كوچيكه كه زير پوستي عمل ميكنه ، و بيشتر مواقع خوابه ، ولي اگه يه مدت آن لاين نشي و پست نذاري ، بيدار ميشه و پايين و بالاتو يكي ميكنه ، راستشو بخاي من خودم قرباني همين كرم شدم
پس فعلا ســـلام تــا يــه خـدا حـافظي دـيگـه
Saturday, April 16, 2005

» پايان
پايان آغاز دوره كردن خاطرات شروع
حركت و ادامه دادن
رفتن و رفتن
همچون روزگار بي وفا و بي تعهد
...
گويي امروز نيز شب رفتن من است و دقايق بدرود
بدرودي كه فاصله اي كم با درودش داشت
ولي از طي كرد اين كوته مسير شكايتي ندارم زيرا دوستاني را و كلماتي را خوب شناختم
دانستم ادب و فلسفه چيست و يا شعر چه بودست و من گمراه بودم
حال شما را با آن دوستان و اين كلمات به مسخره گرفته شده بايد تنها بگذارم
و از خدا خواهان آنم كه شما را بياموزد كه در اين بي كاره بازار كارمندان را كاري نباشد
پايان
Tuesday, April 05, 2005

» عـــــادت
بياييم عــادت كنيم كه
ديگر به هيچ چيز عــادت نكنيم
Sunday, April 03, 2005

» كفش بدون پا
بسيار ناراحت اين بودم كه كفشهايم پاره است
تا زماني كه
چشمانم بر مردي افتاد كه پا نداشت
 
منو


لوگو

Logo


دوستان


گرفتن لينكهاي كيمياگري از طريق پست الكترونيك





Powered by WebGozar


گذشته ها


بايگاني


قدر داني